تذکرات یافتنی

بیشتر ، یادآوری مطالبی که می دانیم!

تذکرات یافتنی

بیشتر ، یادآوری مطالبی که می دانیم!

سلام خوش آمدید

در شبی از شب های جمعه، سواره راهی حرم سیدالشهداء شد...

مردی را دید که پیاده به سمت کربلا می رود...

با همراهی او به سمت کربلا رفتند

در راه، او را هم صحبتی نیکو یافت و در مورد مسائل علمی از او سوالی پرسید و چون او را بی نظیر دید

سوالات مختلفی را از او پرسید و آن شخص نیز او را راه نمایی می کرد...

چندی بعد لحظه ای درنگ کرد ، با خود گفت: نکند این بزرگواری که با او همراهی می کند ، همان امام زمان است؟!

از او پرسید: آیا در زمان غیبت امام زمان امکان ملاقات با آن حضرت هم وجود دارد؟

در این زمان تازیانه ای که برای سوارش از آن استفاده می کرد، بر زمین افتاد

آنگاه آن بزرگوار خم شد و تازیانه را برداشت و دست در دست علامه گذاشت و فرمود:

چطور ممکن است امکان ملاقات نباشد در حالی که دست آن شخص اکنون در دست توست!

از شوق دیدار حضرت، از مرکب خود را بر زمین انداخت تا پای ایشان را ببوسد ولی از شدت اشتیاق بیهوش شد...

برگرفته از کتاب عبقری حسان/نهاوندی

 

براستی عجب آقای بزرگواری داریم

هم صحبتی نیکو ، یگانه دوران و رفیقی همراه ...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

"Findable Reminders Blog"

تذکرات یافتنی را نجات بخش می دانم
چون برای طیف وسیعی از مردم مفید است...