در ادامه ماجرای خدمتکار امام صادق علیه السلام که قصد داشت با پیشنهاد مالی مرد ثروتمند خراسانی، امر خدمت را به او واگذار کند که با نصیحت حضرت منصرف شد، شیخ عباس قمی این چنین می نویسد:
این فقیر (شیخ عباس قمی) نیز خدمت آن حضرت عرض میکنم که:
ای آقای من! من تا خود را شناختهام، بر درِ خانه شما دیدهام و گوشت و پوست خود را از نعمت شما پروریده ام. امید آن است که در این آخر عمر از من نگهداری فرمایید و از این درِ خانه مرا دور نفرمایید و من به لسان ذلّت و افتقار پیوسته عرضه میدارم:
عَنْ حِماکُمْ کَیفَ اَنصَرِفُ
وَ هَواکُم لی بِهِ شَرَفٌ
سَیِّدی لا عِشتُ یَومَ اُری
فی سِوی اَبوابِکُم اَقِفُ
معنای فارسی: از تحت عنایت و حفاظت شما چگونه برگردم در حالی که علاقه من به شما مایه شرف من است...
آقای من زنده نمانم روزی که بر غیر درب خانه شما باشم...
منازل الاخره - انتشارات مسجد جمکران ص 260